تبليغاتX
هشت مارس

 

مدافعان وضع موجود که فریاد آزادی خواهی و برابری طلبی را برنمی تابند، دایره سرکوب خود را گسترش داده و در آستانه برگزاری مراسم روز دانشجو ( 13 آذر 1386)،  بازداشت گسترده فعالین دانشجویی را در پیش گرفته اند:

یک شنبه یازدهم آذر ماه، مهدی گرایلو دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، در ساعات اولیه صبح پس از خروج از خانه توسط نیروهای امنیتی ربوده شد و ساعاتی بعد،  در ساعت 15 بعداز ظهر، سرکوب گران چهره واقعی خود را نشان دادند و در وحشیانه ترین حالت ممکن به خانه انوشه آزادبر، دانشجوی کارشناسی علوم اجتماعی دانشگاه تهران هجوم برده، درب خانه را شکسته، وارد خانه شده و وی را همراه ایلناز جمشیدی دانشجوی دانشگاه آزاد تهران و احسان آزادبر ( برادر انوشه آزادبر) بازداشت کردند. سعید حبیبی ، فعال دانشجویی وهمینطور نادراحسنی نیز بازداشت شده اند و تا کنون خبری از آنان در دست نیست.

لازم به ذکر است که نیروهای سرکوب گر طی چندین تعقیب و گریز و کمین گذاری در داخل و خارج از دانشگاه و روبروی خوابگاه پسران و دختران سعی در دستگیری تعداد بیشتری از دانشجویان داشتند و حتی کیف ها و وسایل شخصی بعضی از فعالین دانشجویی را نیز تفتیش کردند.

در حالیکه این اقدامات حکایت از عزم نیروهای سرکوبگر در جهت جلوگیری از برگزاری مراسم روز دانشجو -به فراخوان نیروهای آزادی خواه و برابری طلب- است، اعلام می داریم که  دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، در اعتراض به اینگونه  اقدامات و وضع موجود، این مراسم را با انگیزه و توان هر چه بیشتر برگزار خواهند کرد و فریاد رسای آزادی خواهی و برابری طلبی خود را قاطع تر از همیشه  در روز 13 آذر به گوش همگان خواهند رساند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 1:59  توسط هشت مارس  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 20:30  توسط هشت مارس  | 

 

هانا عبدی و روناک صفرزاده از فعالان جنبش زنان در کردستان توسط نیروهای

سرکوب گر حاکمیت در تاریخ ششم آذر بازداشت شدند .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 20:28  توسط هشت مارس  | 

 

- رویارویی با سیاست بسط و تشدید سرکوب سراسری جامعه هم اینک پیش شرط بقا و تداوم حرکت هر جنبش مترقی اجتماعی – اعم از جنبش کارگری ، دانشجویی ، زنان و جوانان آزادی خواه - است . به نظر می رسد که این سیاست ، همچون ضرورت حفظ حیات سیاسی مجریان آن در ارعاب فعالین اجتماعی و عقب راندن جنبشهای پیشتاز جامعه مؤثر واقع شده است . در پس این پیروزی گذرا اما حقیقت دیگری مستتر است و آن انسداد مسیرهایی ست که دستگاه سیاسی کنونی ایران تا پیش از این با حرکت بر روی آنها بازتولید قدرت خود را تضمین می نمود . صعود شاخص سرکوب سیاسی و اجتماعی حاکمیت به ترازمشابه رژیمهای کودتاچی و شبه فاشیستی تاریخ ، نشانه ی پایان دورانی ست که هیئت حاکمه ی ایران امر نارضایتی های عمیق اجتماعی را با نسخه های از اعتبار ساقط شده ای چون « تخدیر ایدئولوژیک توده ها » و یا « تعبیه سوپاپ اطمینان اصلاحات » مهار می کرد.

2- فضایی از این دست ، زد و خوردهای داخل حاکمیت را به سمت عروج فرصت طلبانه ی جناح به اصطلاح منتقد دولت هدایت می کند . این جریان با تلاش برای اختفای کارنامه سی ساله ی خود در خلق جامعه ای آکنده از آسیبهای فردی و اجتماعی مردم ایران و نیز با انکار ارتباط ارگانیک خود با باند حاکم بر دولت - همچون دو عضو زنده ی لازم برای تداوم زیست سیاسی کلیت سرمایه داری ایران – هدف و برنامه ی کنونی خود را قبضه ی مجدد قوای مجریه و مقننه در رقابت با جناح مقابل، از طریق مصادره ی نیروی جنبشهای اصیل اجتماعی – به ویژه جنبش کارگری ، دانشجویی و زنان – تعریف کرده است .

3- محصول منطقی سیاستهای ارتجاعی امپریالیسم به رهبری آمریکا در منطقه ، در ادامه ی مواجهه ی گزیر ناپذیر آن با رژیم سیاسی نامتعارف ایران ، امروز – پس از تحمیل تحریمهای سنگین اقتصادی – به مرحله ی عبور از سرحدات رعب آور حمله ی نظامی رسیده است . تهدید جنگ – جنگی به مراتب وسیعتر و خانمانسوز تر از جنگ عراق – هم اینک در واکنشها و تحرکات آمریکا و متحدینش در قبال ایران دیده می شود . باقی مانده ی جامعه ی چند ده میلیونی ایران پس از تهاجم نظامی امپریالیسم ، مجموعه ای خونین از باندهای گانگستری ، گروههای فالانژ آدم کش و دارودسته های قومی و بنیاد گرایی خواهد بود که در جدال با یکدیگر و با مدنیت جامعه ، عرصه ی حیات اجتماعی عموم مردم را با ترور ، بمب گذاری ، نسل کشی ، عملیات انتحاری و تاخت و تازهای مسلحانه متلاشی می کنند . بازگرداندن ایران به سامان اولیه خود در صورت تحقق این سناریو ، در کوتاه مدت به غایت بعید به نظر می رسد . حتی کوچکترین احتمال وقوع این وضعیت ما را به الزام توده ای کردن این شعار رهنمون می شود که : « دست جنایتکار امپریالیسم از زندگی مردم ایران کوتاه ! »

* * *
با در نظر گرفتن شرایط داخلی و موقعیت بین المللی ایران ، اکنون تکلیف سنگینی بر دوش جنبشهای مترقی اجتماعی ، از جمله جنبش دانشجویی نهاده شده است . دانشگاه اکنون نیاز حیاتی به مقاومت در برابر پروژه ی سلب ابتدایی ترین حقوق صنفی ، سیاسی و اجتماعی دانشجویان را درک می کند . پایمال شدن مستبدانه ی بخش وسیعی از حقوق صنفی دانشجویان ؛ بازداشت ، شکنجه و حبس فعالین دانشجویی ؛ توقیف نشریات و تشکلهای مستقل دانشگاه ؛ اخراج و منع از تحصیل سلیقه ای دانشجویان ؛ صدور گسترده و بی سابقه ی احکام انضباطی ، تشدید فشار بر آزادی های دختران دانشجو و در یک کلام نظامی و امنیتی شدن مسلم فضای دانشگاه ، بیانگر ضرورت مقاومت همه جانبه ی دانشجویان در برابر سیاستهای عوامل سرکوب جنبش و تبدیل دانشگاه به مقر نظامی و دفاعی جناحین حاکمیت است ؛ « دانشگاهی که به اصرار و اعتقاد ما پادگان نیست ! »

با این همه عقیم گذاشتن مساعی و تکاپوی هر دو جناح معلوم الحال دستگاه سیاسی ایران در امر مصادره به مطلوب فضای اعتراضی دانشگاه برای پیشبرد سیاستهای ارتجاعی خود ، و نیز مخالفت فعالانه با هرگونه دخالت خارجی – اعم از نظامی و غیر نظامی – و روشنگری پیرامون ابعاد فاجعه ای که با آغاز تهاجم ارتشهای امپریالیستی به ایران متحقق خواهد شد ، به همان میزان ضروری ست . به باور ما یگانه طریق استمداد از نیروی مستقل دانشجویی در امر احیای حقوق صنفی ، اجتماعی و سیاسی دانشجویان و عقب راندن فشارهای حاکمیت بر دانشگاه و خنثی ساختن توطئه ی مصادره ی جنبش دانشجویی به نفع جناحین قدرت و نیز مقابله با تحقق سناریوی دخالت خارجی و حمله ی نظامی به ایران ، جز متشکل شدن دانشجویان سراسر کشور – اعم از فعالین سیاسی ، صنفی و فرهنگی دانشگاهها – در تشکلی سراسری برای پیگیری مطالبات بر حق دانشجویان چیز دیگری نیست . این بیانیه به نوبه ی خود فراخوانی ست رو به تمامی دانشجویان برای حرکت به سمت ایجاد این تشکل ، با اتکا به نیروی مادی و فکری بدنه ی دانشجویی و با مرزبندی قاطع در برابر هرگونه قدرت فرادانشجویی و فرا مردمی .

درک این حقیقت که جنبش دانشجویی مکلف است تا تحلیل عینی خود از وضعیت موجود را به تمامی حوزه های مبارزاتی جامعه – به ویژه عرصه ی نبرد جنبشهای کارگری و زنان – ارائه داده و بر مبنای آن بسیج نیروهای اجتماعی حول برنامه ای برای نجات جامعه را تسهیل و تسریع نماید ، مخاطب این فراخوان را از محدوده ی دانشگاه به گستره ی جامعه گسیل می کند .

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاههای ایران
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 20:19  توسط هشت مارس  | 

 

« مهدی الله یاری » فعال دانشجویی دانشگاه شریف توسط دو تن از اعضای حراست دانشگاه ساعت 13 روز شنبه 19 آبان 86 بنا به گفته ی ناظرین بازداشت شده و تحت بازجویی ِ دو نفر از مأموران وزارت اطلاعات قرار گرفته و به مدت 4 ساعت تحت بازجویی بود و در ادامه ی بر خورد با این فعال دانشجویی روز یک شنبه به وزارت اطلاعات احضار شد.

برخورد با فعالان دانشجویی همیشگی بوده است و در راستای نظامی تر شدن فضای دانشگاه و عبور و مرور آزادانه ی حافظان امنیت ملی در دانشگاه برخوردهای این چنینی با همه ی فعالانی که فضای پادگانی و اختناق حاکم بر دانشگاه را تاب نمی آورند شدید و شدیدتر شده است.

هنگامه ی آن است که در اعتراض به فضای سرکوب و ارعاب ایجاد شده در دانشگاه ها همه ی دانشجویان در آستانه ی روز دانشجو هم صدا با هم فریاد اعتراض خود را به گوش همگان برسانند:

« دانشگاه پادگان نیست »...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 1:47  توسط هشت مارس  | 

به دلیل فیلتر شدن این وبلاگ در برخی سرویس دهنده های اینترنت

وبلاگ ۸ مارس به نشانی زیر انتقال یافت:

http://8march85-01.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 13:44  توسط هشت مارس  |